شاپیران
راه‌اندازی فروشگاه

چی بفروشم؟ شش فیلتری که قبل از خرید جنس باید رد کنی

فهرست «سی کالای پرفروش» به سوال تو جواب نمی‌دهد. پرفروش یعنی پرتقاضا، نه پرسود — و فاصله این دو معمولا یک انبار پر از جنس فروش‌نرفته است.

تیم شاپیران۳۱ مرداد ۱۴۰۵۶ دقیقه مطالعه
بافه‌ای از روبان‌های نوری فیروزه‌ای روی دشتی ترک‌خورده در گرگ‌ومیش که وسط کادر غربال می‌شود و تنها یک رشته سالم به یک نقطه نور طلایی می‌رسد
فهرست مطالب
  • پرفروش یعنی پرتقاضا، نه پرسود — و همان فهرست را هزار نفر دیگر هم خوانده‌اند.
  • اول هزینه پست و بسته‌بندی و کارمزد درگاه را کم کن؛ اگر زیر بیست درصد ماند، آن جنس با فروش اینترنتی جور نیست.
  • سر کالای استاندارد که دیجی‌کالا هم دارد، رقابت فقط سر قیمت است و آن را نمی‌بری.
  • خوراکی و مکمل و آرایشی مجوز می‌خواهند — این را قبل از خرید جنس بدان، نه بعدش.
  • جنسی که مشتری ماهی یک بار می‌خرد از جنسی که هر چند سال یک بار می‌خرد خیلی باارزش‌تر است.
  • کامنت‌های منفی زیر پست رقبا بهترین منبع ایده‌اند، چون از تقاضای واقعی می‌آیند.
  • کوچک شروع کن و ده تای اول را خودت بفروش؛ هدف این مرحله سود نیست، جواب گرفتن است.

«چی بفروشم؟» اولین سوال تقریبا هر کسی است که می‌خواهد فروشگاه اینترنتی بزند. و اگر همین را در گوگل بزنی، ده تا مقاله می‌آید که همه یک شکل‌اند: فهرستی از سی کالا، از رژ لب تا هارد اکسترنال، با این جمله که «بازارش داغ است».

مشکل این فهرست‌ها این نیست که دروغ می‌گویند. مشکل این است که به سوال تو جواب نمی‌دهند. «رژ لب پرفروش است» یعنی رژ لب برای یک نفر پرفروش بوده، نه اینکه برای تو سودآور است. این دو تا زمین تا آسمان فرق دارند، و فاصله‌شان معمولا یک انبار پر از جنس فروش‌نرفته است.

این راهنما فهرست نمی‌دهد. شش تا فیلتر می‌دهد که هر ایده‌ای را از آن‌ها رد کنی، و آنچه آن سر بیرون بیاید احتمالا ارزش شروع کردن دارد.

چرا فهرست پرفروش‌ها به درد نمی‌خورد

سه دلیل ساده، و هر سه‌شان را می‌شود در یک بعدازظهر خودت تایید کنی:

ایراد فهرست چرا مهم است
هر کسی که آن را خوانده، همان را می‌فروشد یعنی داری وارد شلوغ‌ترین جای بازار می‌شوی
«پرفروش» یعنی پرتقاضا، نه پرسود فروش زیاد با حاشیه سود ده درصد، شغل نیست
هیچ‌کدام تو را نمی‌شناسند سرمایه، انبار، شهر و دسترسی‌ات را حساب نکرده‌اند

نتیجه‌اش را همه دیده‌ایم: کسی که چون شنیده «لوازم آرایش بازار خوبی دارد» ده میلیون جنس می‌خرد، و شش ماه بعد دارد همان را به قیمت خرید در گروه‌های تلگرامی آب می‌کند.

شش فیلتری که هر ایده باید از آن رد شود

ایده‌ات را روی کاغذ بنویس و یکی‌یکی از این‌ها ردش کن. هر کدام را که رد نکرد، خط بزن و برو سراغ بعدی. این کار یک ساعت وقت می‌برد و ماه‌ها ضرر را جلو می‌گیرد.

فیلتر یک: بعد از پست، چقدر می‌ماند

این اولین و بی‌رحم‌ترین فیلتر است، و همان‌جایی است که بیشتر ایده‌ها می‌میرند. ارسال در ایران ارزان نیست و برای جنس سنگین یا حجیم، خیلی زود از سود خودت بیشتر می‌شود.

سود واقعی = قیمت فروش − قیمت خرید − هزینه ارسال − هزینه بسته‌بندی − کارمزد درگاه

عدد بگذار، نه حدس. یک بسته دو کیلویی بین‌شهری، بسته‌بندی، و کارمزد درگاه را جمع بزن. اگر آنچه می‌ماند زیر بیست درصد قیمت فروش است، آن جنس با فروش اینترنتی جور در نمی‌آید — مگر اینکه سفارش‌ها بزرگ باشند.

قانون سرانگشتی: هر چه نسبت ارزش به وزن بالاتر باشد، بهتر. یک عطر صد گرمی و یک کیسه برنج ده کیلویی هزینه ارسالشان یکی نیست، ولی حاشیه سودشان هم یکی نیست.

فیلتر دو: دیجی‌کالا همین را می‌فروشد؟

اسم دقیق جنس را در دیجی‌کالا و ترب جستجو کن. اگر همان کالا با همان برند آنجا هست و قیمتش از قیمت خرید تو کمتر است، این ایده تمام است. سر یک کالای استاندارد و همه‌جا موجود، رقابت فقط سر قیمت است و آن رقابت را تو نمی‌بری.

ولی این به معنی فرار از هر چیزی که دیجی‌کالا دارد نیست. جایی که می‌شود برد این‌هاست:

  • جنسی که آنجا هست ولی همیشه ناموجود است
  • چیزی که مشاوره می‌خواهد و مشتری قبل از خرید سوال دارد
  • ترکیب و بسته‌بندی خودت، نه تک‌کالای استاندارد
  • چیزی که خودت می‌سازی یا مستقیم از تولیدکننده می‌گیری

اگر مسیرت به هر حال از بازارگاه‌ها می‌گذرد، بهتر است از اول همان یک انبار را به همه ویترین‌ها وصل کنی؛ امکانات شاپیران فروش چندکاناله را از همین یک جا می‌چرخاند.

فیلتر سه: مجوز می‌خواهد؟

بعضی دسته‌ها بدون مجوز اصلا قابل فروش قانونی نیستند، و این را باید قبل از خرید جنس بدانی، نه بعدش. خوراکی، مکمل، آرایشی و بهداشتی، و تجهیزات پزشکی پروانه می‌خواهند.

فروش هر چیزی هم که باشد، برای گرفتن درگاه پرداخت به نماد اعتماد نیاز داری و نماد هم زنجیره خودش را دارد. اگر هنوز این مسیر را نرفته‌ای، راهنمای اینماد و مجوز کسب‌وکار اینترنتی ترتیب واقعی کارها را می‌گویند.

فیلتر چهار: می‌شکند؟ فاسد می‌شود؟

هر جنسی که شکستنی، فاسدشدنی، یا تاریخ‌دار باشد، یک هزینه پنهان دارد که در حساب اولیه نمی‌آید: مرجوعی، ضایعات، و شکایت. یک محموله شیشه‌ای که ده درصدش در راه بشکند، ده درصد از سودت را هم با خودش برده — به‌علاوه وقتی که صرف جواب دادن به مشتری عصبانی می‌شود.

این یعنی «نفروش» نیست؛ یعنی این هزینه را از اول در قیمت ببین.

فیلتر پنج: مشتری دوباره برمی‌گردد؟

این فیلتری است که تازه‌کارها همیشه جا می‌اندازند و مهم‌ترینشان است. یک مشتری آوردن خرج دارد — تبلیغات، وقت، محتوا. اگر آن آدم فقط یک بار بخرد، باید کل آن خرج را از همان یک خرید در بیاوری.

جنس چند وقت یک بار یعنی چه
شامپو، قهوه، مکمل ماهی یک بار یک مشتری، ده‌ها خرید
لباس، اکسسوری فصلی وسط؛ به سلیقه و برند بسته است
جاروبرقی، مبل چند سال یک بار هر فروش یعنی از صفر مشتری آوردن

دسته اول همان چیزی است که کسب‌وکار پایدار می‌سازد. اگر جنست یک‌بارمصرف نیست ولی تکرارشونده هم نیست، حاشیه سودش باید به‌قدری بالا باشد که خرج آوردن مشتری را یک‌جا جواب بدهد.

فیلتر شش: چیزی از آن می‌دانی؟

ساده‌ترین و کم‌توجه‌ترین فیلتر. جنسی که می‌شناسی یعنی می‌توانی توضیحش را درست بنویسی، سوال مشتری را جواب بدهی، جنس بد را از خوب تشخیص بدهی، و بفهمی کجای بازار خالی است.

لازم نیست متخصص باشی. کافی است سه سال است خودت مشتری‌اش بوده‌ای، یا کسی در خانواده‌ات آن کار را می‌کند. همین‌قدر شناخت، تفاوت بین یک فروشگاه و یک انبار است.

پس ایده را از کجا بیاورم

حالا که فیلترها را داری، ایده لازم است. این چهار جا از فهرست پرفروش‌ها خیلی بهترند، چون از تقاضای واقعی می‌آیند نه از مقاله:

  1. کاری که خودت بلدی. شغل فعلی، خانواده، یا شهرت محلی‌ات. کسی که پدرش عمده‌فروش خشکبار است، از روز اول یک مزیت دارد که هیچ مقاله‌ای نمی‌دهد.
  2. چیزی که خودت به‌سختی پیدا کرده‌ای. هر بار که برای خرید چیزی مجبور شدی کلی بگردی، یعنی همان‌جا یک شکاف بوده. تجربه خودت را جدی بگیر.
  3. ترب و پیشنهادهای گوگل. اسم دسته را در گوگل بنویس و ببین خودش چه چیزی را کامل می‌کند. آن‌ها عبارت‌هایی‌اند که آدم‌های واقعی جستجو کرده‌اند.
  4. کامنت‌های منفی رقبا. زیر پست‌های فروشنده‌های اینستاگرامی همان دسته را بخوان. هر گله تکراری — «دیر رسید»، «رنگش فرق داشت»، «جواب نمی‌دهند» — یک جای خالی است.

قبل از پر کردن انبار، تستش کن

هیچ فیلتری جای فروش واقعی را نمی‌گیرد. قبل از اینکه سرمایه‌ات را به جنس تبدیل کنی، کوچک امتحان کن:

  • کمترین تعداد ممکن را بخر، حتی اگر قیمت واحدش گران‌تر باشد
  • سه تا پنج کالا بگذار، نه پنجاه تا — تنوع زیاد در روز اول فقط سرمایه را قفل می‌کند
  • ده تای اول را خودت بفروش، حتی دستی، تا ببینی مشتری چه می‌پرسد
  • اگر تولیدکننده حاضر است مستقیم برایت بفرستد، اول بی‌انبار شروع کن

هدف این مرحله سود نیست؛ جواب گرفتن است. اگر ده تا فروختی و پنج نفر برگشتند و دوباره خریدند، ایده‌ات جواب داده. اگر ده تا فروختی و هر ده تا با سه پیام و یک مرجوعی همراه بود، فیلتر چهار را دست‌کم گرفته‌ای.

جمع‌بندی

«چی بفروشم» جوابش یک اسم نیست، یک روش است. فهرست پرفروش‌ها را ببند و ایده‌ات را از شش فیلتر رد کن: بعد از پست چقدر می‌ماند، دیجی‌کالا همین را دارد یا نه، مجوز می‌خواهد یا نه، می‌شکند و فاسد می‌شود یا نه، مشتری برمی‌گردد یا نه، و خودت از آن سر در می‌آوری یا نه.

آنچه از این شش تا رد شود، شاید در هیچ فهرستی نباشد — و دقیقا به همین دلیل ارزش دارد. بعد کوچک شروع کن، ده تای اول را خودت بفروش، و از روی جواب مشتری تصمیم بعدی را بگیر. برای قدم بعد، راهنمای راه‌اندازی فروشگاه ترتیب واقعی کارها را می‌گوید.

سؤال‌های پرتکرار

برای شروع فروش اینترنتی چقدر سرمایه لازم است؟

عدد ثابتی ندارد و بستگی به همان جنسی دارد که انتخاب می‌کنی. ولی قاعده مهم‌تر این است که در قدم اول کمترین تعداد ممکن را بخری، حتی اگر قیمت واحدش گران‌تر دربیاید. هدف قدم اول سود نیست، جواب گرفتن است: می‌خواهی بفهمی مشتری چه می‌پرسد، چقدر مرجوعی می‌آید، و آیا دوباره برمی‌گردد. اگر تولیدکننده حاضر باشد مستقیم برایت بفرستد، حتی می‌شود بی‌انبار شروع کرد.

از کجا بفهمم یک محصول سودآور است؟

با یک حساب ساده، نه با حدس. قیمت فروش منهای قیمت خرید، منهای هزینه ارسال، منهای بسته‌بندی، منهای کارمزد درگاه. آنچه می‌ماند سود واقعی توست. اگر زیر بیست درصد قیمت فروش باشد، آن جنس با فروش اینترنتی جور در نمی‌آید مگر اینکه سفارش‌ها بزرگ باشند. هرچه نسبت ارزش به وزن بالاتر باشد، این حساب بهتر در می‌آید.

اگر دیجی‌کالا همان محصول را دارد، اصلا وارد نشوم؟

نه لزوما. اگر دقیقا همان کالا با همان برند آنجا هست و قیمتش از قیمت خرید تو کمتر است، آن ایده تمام است. ولی جای بردن هنوز هست: جنسی که آنجا همیشه ناموجود است، چیزی که مشاوره می‌خواهد، ترکیب و بسته‌بندی خودت، و کالایی که خودت می‌سازی یا مستقیم از تولیدکننده می‌گیری.

فروش چه محصولاتی مجوز می‌خواهد؟

خوراکی، مکمل، آرایشی و بهداشتی، و تجهیزات پزشکی پروانه می‌خواهند. جدا از دسته کالا، برای گرفتن درگاه پرداخت به نماد اعتماد الکترونیکی نیاز داری و نماد هم خودش زنجیره‌ای از مدارک دارد. ترتیب درست این است که قبل از خرید جنس بروی سراغ این‌ها، نه بعد از پر شدن انبار.

بهترین کالا برای فروش اینترنتی در ایران چیست؟

این سوال جواب واحد ندارد و هر فهرستی که جواب واحد بدهد، سرمایه و شهر و دسترسی تو را ندیده است. به‌جای اسم محصول، دنبال روش باش: ایده را از شش فیلتر رد کن (سود بعد از پست، رقابت با دیجی‌کالا، مجوز، مرجوعی و فساد، تکرار خرید، و شناخت خودت). آنچه از این شش تا رد شود شاید در هیچ فهرستی نباشد و دقیقا به همین دلیل ارزش دارد.

چطور بفهمم برای محصولم تقاضا هست؟

چهار منبع که همه از تقاضای واقعی می‌آیند: کاری که خودت بلدی یا در خانواده‌ات هست، چیزی که خودت برای خریدنش به‌سختی گشته‌ای، پیشنهادهای تکمیل خودکار گوگل و ترب که عبارت‌های واقعی جستجوشده‌اند، و کامنت‌های منفی زیر پست فروشنده‌های همان دسته. هر گله تکراری یک جای خالی است.

این مقاله کمکت کرد؟
بفرست برای کسی که لازم دارد:تلگرامواتساپ
انتخاب محصولتحقیق بازارحاشیه سودشروع کسب‌وکار

فروشگاهی که این راهنما درباره‌اش است، همین‌جا ساخته می‌شود.

محصول و قیمت و صفحه قوانین و یک فرایند خرید سالم — همان چیزهایی که کارشناس‌ها دنبالشان می‌گردند — از روز اول سر جایشان هستند.

بساز، بفروش، اوج بگیر.

کسب‌وکارت را همین امروز بساز.

از روز اول، یک تیم و یک پلتفرم کامل کنارت است؛ تو بفروش، بقیه‌ش با ما.

بی‌کمیسیون روی فروش · رایا از روز اول

چی بفروشم؟ شش فیلتر قبل از خرید جنس | بلاگ شاپیران